خرید بک لینک
عنکبوتی بیمار ، بی صدا و بی یار ، بر آن برآمدگی کوچک تنها نشسته، نگاهم نشست، که چگونه نشسته ، ریسمان می دهد بیرون ، بریس و بتن ، ز تن که بجوید پوچ پهنای اطرافش را ، پای قرقره نشسته ، فرفره وار ، می ریسد و می ریسد .... و تو ، روح من ، تو ، تو کجا نشسته ای محیط و محاط ، بسیط در اقیانوس های بی بساط بی وقفه هی برو در بحرش ...در شرش ...پرش کن به کره های دیگر که باهاشان دوست شوی تا آن هنگام که پلی که به آن نیاز داری ساخته شود روزی ، تا این لنگر لرزان کنگر بیاندازد روزی ، جایکی ، تا این تنزیبی که بافته ای، با جفتک پرانده ای ز برت ، بند شود به جایکی ، ای روح من .

برچسب: نویسنده: ماهان پاکدل تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 5:52

صفحه بندی